|
حضور رئیس مرکز پژوهش های مجلس در جمع فرزندان کوثر |
|
|
|
|
پنجشنبه, 02 دی 1389 ساعت 20:10 |
|

روز چهارشنبه ساعت 12 بود. فرزندان با تکاپوی فراوان خود را آماده می کردند. سحر جارو می کرد ، مهلا تختها را مرتب می کرد. ، محدثه داشت متن سرود خود را تمرین می کرد... . انگار مهمانی در راه است. مهمانی که قرار بود جهت دیدن فرزندان به خوابگاه بیاید. ناگهان زنگ به صدا درآمد. طبق وعده ساعت 12:30 مهمان ویژه از راه رسید.
بعد از سلام و احوال پرسی با کودکانی روبرو شد که با لباسهای ساتن سفید و صورتی خود آماده قرائت سرودی در مدح علی (ع) بودند. سکوت پر هیاهویی در فضا پیچید. بتول با قرائت دکلمه ای زیبا فضا را معنوی و روحانی کرد. همه سراپا گوش بودند. سرود فرزندان با لحن زیبای کودکانه اشک در چشمان همه جاری کرد.
زجود خود تو بخشیدی به مسکین نگین پادشاهی را علی جان به وقت رزم تو هستی شیر میدان پدر گشتی یتیمان را علی جان علی مولا علی مولا علی جان علی مولا علی مولا علی جان

سرود تمام شد. دکتر احساس عجیبی داشت. خوشحال بود که در جمع صمیمانه کودکان کوثر قرار گرفته است. این احساس را چندین بار تکرار کرد. با هدایایی که تهیه کرده بود فرزندان را بسیار خوشحال کرد. 20 عروسک برای 20 فرزند.


دکتر شروع کرد به درد دل کردن. با فرزندان صحبت می کرد. او خود را اینگونه معرفی کرد: «من احمد توکلی نماینده مردم تهران و رئیس مرکز پژوهش های مجلس هستم. برای همایش جناب بهلول به گناباد آمدم ولی حالا با حضورم در اینجا و ملاقات شما دختران عزیز سفرم کامل و معنوی شد.»

آری دکتر احمد توکلی که برای شرکت در همایش شیخ محمدتقی بهلول گنابادی در تاریخ 1/10/1389 به گناباد آمده بود برای دیدار با فرزندان با حضور صمیمی خود بدون اینکه احساس کند یک مقام مسئول سیاسی است مانند یک پدر مهربان لحظاتی را با فرزندان سپری کرد. ساعت 13 بر سر سفره ای ساده نهار را در کنار فرزندان میل نمود و با خاطراتی شاد و غمناک خوابگاه را ترک نمود. شاد از اینکه در جمع صمیمی کودکان یتیم کوثر قرار گرفته است و ناراحت از اینکه کودکانی هستند که از نعمت پدر و مادر محرومند و به انتظار یاری دیگران نشسته اند. در پایان نیز با درج جملاتی در دفتر خاطرات مرکز احساس خود را اینگونه بیان نمودند:


|